تبليغاتX
بنام تنهاترین تنها - دریا


بنام تنهاترین تنها

(اسیرغم)

يادته كناردرياروي ماسه هاي ساحل

گفتي كه هرگزتوازمن نميشي يه لحظه غافل

دوتاقلب عاشقونه روي ماسه ها كشيدي

گفتي تارموي من روبه همه دنيا نميدي

به همه دنيانميدي

نه مگه تونگفته بودي واسه تورفيق راهم

ماچه نقشه هاكشيديم واسه فرداهاي باهم

توميگفتي كه بمونيم پاك وبي رياوساده

دست هاي هموبگيريم توي پيچ وخم جاده

اماافسوس آب درياقلب هاروازهم جداكرد

دل سنگ آبي آب لبامونوبي صداكرد

تويه چشم به هم زدن آب درياخاطراته...

حالايه دل واسه من موندكه اونم مونده توماتم

بميرم اون دم آخرچي به روزعشقم اومد

هي نگاش به من مي افتادكاري ازمن برنيومد

ميديدم جلوي موجادنبال دستام ميگرده

باغم وگريه وزاري مگه عشقم برميگرده

مگه عشقم برميگرده

......هاشو من نميخوام عشقموداري ميگيري

درياوساحل سنگه اي خداكنه بميري

ميدونم جلوي موجادنبال دستام ميگرده

اي خداخودت نگاه كن دريابادلم چه كرده

اماافسوس آب دريا قلب هاروازهم جداكرد

دل سنگ آبي آب لبامونوبي صداكرد

تويه چشم به هم زدن آب درياخاطراته...

حالايه دل واسه من موندكه اونم مونده توماتم

ازلب درياهركي يه خاطره داره

آخه دست خيلي هاروتوي دست هم ميزاره

درياحرفي دارم اماواسه گلايه ديره

ازخداميخوام كه هيچوقت عشقتوازت نگيره

امانارفيقي كردي كردي عشقمونشونه

باشه اشكالي نداره ماخدامون مهربونه

نوشته شده در یکشنبه 1388/03/31| ساعت 11:11 بعد از ظهر| توسط اسیرغم| |


قالب وبلاگ : فقط بهاربيست