تبليغاتX
بنام تنهاترین تنها - جهنم سرگردان


بنام تنهاترین تنها

(اسیرغم)

شب را نوشيده ام
و بر اين شاخه شكسته ميگريم
مرا تنها گذار
اي چشم تبدار سرگردان
مرا با رنج بودن تنها گذار.
مگذار خواب وجودم را پرپركنم
مگذار ازبالش تاريك تنهايي سر بردارم
وبه دامان بي تاروپود روياها بياويزم
سپيدي هاي فريب
روي ستون هاي بي سايه رجز مي خوانند
طلسم شكسته خوابم را بنگر
بيهوده به زنجير مرواريد چشمم آويخته
او را بگو
تپش جهنمي مست
او را بگو"نسيم سياه چشمانت را نوشيده ام
نوشيده ام كه پيوسته بي آرامم
جهنم سرگردان
مرا تنها گذار
نوشته شده در یکشنبه 1388/03/17| ساعت 11:51 بعد از ظهر| توسط اسیرغم| |


قالب وبلاگ : فقط بهاربيست