تبليغاتX
بنام تنهاترین تنها


بنام تنهاترین تنها

(اسیرغم)

شب سردی استءمن افسرده

راه دوراست ءوپایی خسته

تیرگی هست وچراغ مرده.

 

می کنمءتنهاءازجاده عبور:

دورماندند زمن آدم ها.

سایه ای ازسردیوارگذشت.

غمی افزودمرا بر غم ها.

 

فکر تاریکی واین ویرانی

بی خبر آمد تا بادل من

قصه ها ساز کند پنهانی.

 

نیست رنگی که بگوید با من

اندکی صبرءسحر نزدیک است.

هردم این بانگ برآرم ازدل:

وایءاین شب چقدر تاریک است

 

خنده ای کو که به دل انگیزم؟

قطره ای کو که به دریا ریزم؟

صخره ای کو که بدان آویزم؟

 

 

مثل این است که شب نمناک است.

دیگران را هم غم هست به  دلء

غم منءلیکءغمی غمناک است.

سلاااااااااااااااااام به روی ماه تک شما دوستان گلممممممممءدلم برای همه شما یه زره شده بود.فدای تک تک شمااااااااا.شرمنده ام که نمیتونم زود زود آپ کنم شرمنده شرمندهههههه.آرزومند آرزوهای شما اسیر غم

 

 

نوشته شده در جمعه 1387/09/29| ساعت 9:7 بعد از ظهر| توسط اسیرغم| |


قالب وبلاگ : فقط بهاربيست