بنام تنهاترین تنها
(اسیرغم)
من آنکَسم که جزغم ،ديگر کسي ندارم من تک درخت پيرم ،خشکيده ام زِ ريشه هر چند پيش مردم، خنديده ام هميشه بغضي نشسته اکنون، در حلق بي صدايم من آن نِي اَم که هر دم ،با غصه هم نوايم آري دلم گرفته،از اين سکوت دلگير از اين کنايه هايِ سنگين و دست و پاگير در اين سياهي شب، گُم گشته است راهم دست مرا بگيريد ،تنها و بي پناهم درديست اندراين دل ،حاشا نمي توان کرد غم را در اين زمانه،رسوا نمي توان کرد اين روزگار پر غم ، پر است از گلايه واگو يه هاي رنگين غم هاي لايه لايه روزی که می زدم فریاددرخاموشی صدای ازاعماق سکوت قلبم برمی خواست. آن روزکه برسرقبراین دل آمدی آن روزکه دست دلم راگرفتی وفریاد زدی که... ورفتی هیچ نگفتم اماکسی ترسیدکه... می ترسیدکه نکندروزی رسدکه بروم بادیگری... روزی که دلم بادل تورفت فریاد درسکوت این قلب خسته بود ازدادوبیداد روزگار چندی می آمدو میروم وقتی تنهایی ومیگذردتنهای این دل شکسته ی ازیادرفته را آن روز که نگاهم درچشمانت شوق پروازداشت نگاهم را دزدیدی وهیچ نگفتی ورفتی تنهای تنهادست به گریبان زدم کزاین شب بارانی برمانم غم دوریت را ولی اکنون گشته ام دیوانه ترازآن روزو... کجاروم دراین بیابان که هیچ ندانم انتها ازآن ومقصدی نیست در راه همچنان که مبدا آن راخود باورکردی میرسد روزی که مرا باورکنی میرسد... روزی که ازنویادو خاطرات این دل تنهاراسر کنی. مردم،دیدی مردم دیدی چه ساده دلمو باخودم به گور کشیدم و بردم مردم رفتم دیدی رفتم زیر خاک خوابیدم رفتم اره رفتم گفتم میمیرم.اره میمیرم گفتی برو اینجابه عشق یکی دیکه اسیرم گفتی بروووو نمیخوام ترو گفتم میرم یه گوشه و اینقدر میخونم تا بمیرم خدا حافظ .دیگه گریه نکن گریه تو دیگه فایده نداره خداحافظ دیدی گفتم دلت بدون من یه روز نمیتونه طاقت بیاره اره زجره نزن دیگه زجره نزن این تن من تو گوره اره دیگه نای نداره دیگه چشمام نمیتونه واسه دردای که کردی تو دلم مثل بارون بباره مردم دیدی مردم دیدی چه ساده سینه قبرستون خوابیدم گفتی برو نمیخوام ترو منو ببین گریه نکن به این وضع عادت کردم به حاله من غصه نخور اگرچه غرقه دردم از زندگی شاکی نشو نگو صبرت سر اومده اینو رو پیشونیم نوشتن خنده به ما نیومده نه امیدی نه بهاری نه ازعشقی یادگاری گفته بودی برمیگردی نه که تنهام جابذاری حالا تنها و شکسته چشم رو دنیا دیگه بسته توکه رفتی دیگه قلبم دل به هیچ یاری نبسته روزگار وفا نداره رسمه دنیا رو میدونم اره دوس دارم بخندم اما هیچ وقت نمیتونم غم تو قلبم خونه کرده دلمو نشونه کرده چین های رو صورت من مثله برگی خشک وزرده گفتي كه هرگزتوازمن نميشي يه لحظه غافل دوتاقلب عاشقونه روي ماسه ها كشيدي گفتي تارموي من روبه همه دنيا نميدي به همه دنيانميدي نه مگه تونگفته بودي واسه تورفيق راهم ماچه نقشه هاكشيديم واسه فرداهاي باهم توميگفتي كه بمونيم پاك وبي رياوساده دست هاي هموبگيريم توي پيچ وخم جاده اماافسوس آب درياقلب هاروازهم جداكرد دل سنگ آبي آب لبامونوبي صداكرد تويه چشم به هم زدن آب درياخاطراته... حالايه دل واسه من موندكه اونم مونده توماتم بميرم اون دم آخرچي به روزعشقم اومد هي نگاش به من مي افتادكاري ازمن برنيومد ميديدم جلوي موجادنبال دستام ميگرده باغم وگريه وزاري مگه عشقم برميگرده مگه عشقم برميگرده ......هاشو من نميخوام عشقموداري ميگيري درياوساحل سنگه اي خداكنه بميري ميدونم جلوي موجادنبال دستام ميگرده اي خداخودت نگاه كن دريابادلم چه كرده اماافسوس آب دريا قلب هاروازهم جداكرد دل سنگ آبي آب لبامونوبي صداكرد تويه چشم به هم زدن آب درياخاطراته... حالايه دل واسه من موندكه اونم مونده توماتم ازلب درياهركي يه خاطره داره آخه دست خيلي هاروتوي دست هم ميزاره درياحرفي دارم اماواسه گلايه ديره ازخداميخوام كه هيچوقت عشقتوازت نگيره امانارفيقي كردي كردي عشقمونشونه باشه اشكالي نداره ماخدامون مهربونه باورم نميشه كه رفتي ازپيشم روزمين گذشتم ولي اما به سختي اومدم به ديدنت اماتورفتي چاره ي دردمن مرگم رسيده اينجاحتي قبله هم صبرم نميده اومدم نذارم عشقتوببازي امااين رسمش نبودمهمون نوازي آره اين رسمش نبودمهمون نوازي ميميرم اگه ازتونشوني نمونه عزيزم ميسوزم تونيايي چشامومن به درميدوزم ميميرم نگورفتن من واست فرقي نداره من ميرم اماگريه نكن ديگه فايده نداره ميرم،ميرم،ميرم بدون وداع ميرم،ميرم،ميرم به خاطره ها ميرم،ميرم خداحافظ بيچاره ام،خسته ام،چشم انتظارم توي اين پس كوچه هاتنهانذارم نيستي از تاريكي شبا ميترسم بيوفادارم توي سرماميلرزم ميترسم از غصه هادووم نيارم آخه هيچ نشونه ايي از توندارم آروم،آروم دارم از غصه ميميرم توبگونشونتواز كي بگيرم ميميرم اگه ازتونشوني نمونه عزيزم ميسوزم تونيايي چشامومن به درميدوزم ميميرم نگورفتن من واست فرقي نداره من ميرم اماگريه نكن ديگه فايده نداره ميرم،ميرم،ميرم بدون وداع ميرم،ميرم،ميرم به خاطره ها ميرم،ميرم خداحافظ تموم زندگيم اينه منوبغض ودر و ديوار چي مونده ازتن خسته ام كه ميخوادبشكنه اين بار ميرم خداحافظ ميرم،ميرم،ميرم بدون وداع ميرم،ميرم،ميرم به خاطره ها ميرم،ميرم خداحافظ امروز هم احساس تنهایی میکنم و می خواهم با کوله باری از غم و عشق و امید بنویسم از دستان خالی از حقایقی که از آن گریزانم از دلی که شاید تا کنون اشتباه می کرده و بی خود دل خوش بوده !!! احساس تنهایی فضای عشق آلود درونم را پر کرده است در این هنگام به دنبال کسی میگردم که حرفهای دلم را برایش بازگو کنم ، و اکنون بی پناه از همه کس و همه چیز می خواهم پناهی در آغوش کلمات بیابم ! به دنبال امیدی می گردم که مانند امیدواریهای گذشته نباشد می خواهم کوه باشم استوار و شجاع همانطور که تو می خواهی ! ولی مگر می توان با روح خسته تا قعر زندگی تا قعر بودن و تا قعر زیستن بالا رفت!! و روح مرده را صیقل داد، اوج گرفتن نیاز به پر و بال سالم دارد و روحی شادتر و بالاتر از هر شادی که در این جهان پوچ وجود دارد در حالی که من ... سخت دلتنگم ، سخت غمگین و سخت افسرده ! پس آخرین گامهایم هدیه به تو که در پشت رنگین کمان آرزوهایم راه دوراست ءوپایی خسته تیرگی هست وچراغ مرده. می کنمءتنهاءازجاده عبور: دورماندند زمن آدم ها. سایه ای ازسردیوارگذشت. غمی افزودمرا بر غم ها. فکر تاریکی واین ویرانی بی خبر آمد تا بادل من قصه ها ساز کند پنهانی. نیست رنگی که بگوید با من اندکی صبرءسحر نزدیک است. هردم این بانگ برآرم ازدل: وایءاین شب چقدر تاریک است خنده ای کو که به دل انگیزم؟ قطره ای کو که به دریا ریزم؟ صخره ای کو که بدان آویزم؟ مثل این است که شب نمناک است. دیگران را هم غم هست به دلء غم منءلیکءغمی غمناک است. سلاااااااااااااااااام به روی ماه تک شما دوستان گلممممممممءدلم برای همه شما یه زره شده بود.فدای تک تک شمااااااااا.شرمنده ام که نمیتونم زود زود آپ کنم شرمنده شرمندهههههه.آرزومند آرزوهای شما اسیر غم خسته از این دنیا،من دارم میام اون دنیا وقت داشتی منو ببین یکی داره میره پای چوپه دار چشم روی هم میذاره،دنیاش تیره و تاره بودن یا نبودن واسش چه فرقی داره خداحافظ دنیا رسیدن به انتها،یا جای تو اونجاست یا جای آدما چون داره پر میگیره،چشمای من روی هم میره خداحافظ ای دنیا خداحافظ ای دنیا خداحافظ ای دنیا
تنهاترين ستاره ،غمگين ترين بهارم
و بر اين شاخه شكسته ميگريم
مرا تنها گذار
اي چشم تبدار سرگردان
مرا با رنج بودن تنها گذار.
مگذار خواب وجودم را پرپركنم
مگذار ازبالش تاريك تنهايي سر بردارم
وبه دامان بي تاروپود روياها بياويزم
سپيدي هاي فريب
روي ستون هاي بي سايه رجز مي خوانند
طلسم شكسته خوابم را بنگر
بيهوده به زنجير مرواريد چشمم آويخته
او را بگو
تپش جهنمي مست
او را بگو"نسيم سياه چشمانت را نوشيده ام
نوشيده ام كه پيوسته بي آرامم
جهنم سرگردان
مرا تنها گذار
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
| قالب وبلاگ : فقط بهاربيست |


